نان سنگک
امروز رفته بودم نونوایی. خیلی کم پیش می آد که این وظیفه بیفته گردن من. امروز تو نونوایی به نونه که نگاه میکردم یه لحظه احساس کردم اگه روزی، روزگاری به هر دلیلی بهش دسترسی نداشته باشم چقدر دلم براش تنگ میشه. حس عجیبی بود. یه حس مبهمی مثل غم و غربت و دلتنگی و یه حس نوستالوژیک!
+به نظر من بهترین مزدی که شخص مامور خرید نون نصیبش میشه، همون ناخنکیه که به نون داغ داغ میزنه. هیچی رو تو دنیا نمیشه باهاش عوض کرد!
++من از بچگیمم عاشق نون تازه بودم!
+ نوشته شده در جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 16:18 توسط شقایق و یاس
|
سلام