من رویایی دارم...
امروز... تو فکر یه رویا بودم:
دوست دارم، بازنشسته شم... بدون دغدغه، با آرامش برم شمال، یه نوشیدنی گرم آماده کنم، بشینم پشت پنجره، ترجیحا رو یه صندلی راحتی (چی بهش میگن؟ واکینگ چِیر؟) بارون رو نگاه کنم... فقط بارون رو نگاه کنم و این ترانه رو گوش بدم. یه کتاب خوب هم کنار دستم باشه تا هر وقت که از نوشیدنی گرمم فارغ شدم کتاب بخونم و به بارون گوش بدم :)
خیلی آرزوهای کوچیک داشتم که وقتی بهش رسیدم دیدم اون لذتی که فکرش رو می کردم رو نداشته. امیدوارم این از اونا نباشه. امیدوارم یه روزی به این آرزو برسم و اون روز هم مثل الان که به رویاش فکر می کنم، حس خوبی داشته باشم :)

+ میگم اگه به جز کتاب یه لپ تاپ و یه مودم هم باشه، خوبه ها!![]()
بی ربط نوشت: آلبوم "خصوصی" فرزاد فرزین رو بهتون توصیه می کنم. من که لذت بردم.
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21:7 توسط شقایق و یاس
|
سلام