با هم بخندیم 3
اول: ممنون از همراهیتون در پست قبل و ببخشید که دیر به کامنتاتون جواب دادم.
دوم: شما هم اینطوری هستید: یه سری پست آماده کردید که بذارید تو وبلاگتون اما وقتی می آید نت یه چیز جالب دیگه به نظرتون می آد که ترجیح می دید اول راجع به مطلب جدیدتر حرف بزنید... بعد مدتها می گذره و میبینید ایده ی قدیمی هی به تعویق می افته :| یه حس بدی داره اما نمی دونم چرا برای من مدام این حس تکرار میشه. تاحالا چند بار گفتم: "اتفاقا راجع به این پستت می خواستم یه پست بذارم... می ذارمش به زودی..." و اون به زودی هنوز اتفاق نیفتاده :| نمی دونم چرا؟! :|
سوم: جدیدا نرم افزار سایت "برترین ها" رو ریختم تو گوشیم. اما به خود سایتشون زیاد سر نمی زدم تا امروز... راستش رو بگم؟ حسودی ام شد :( دوست داشتم "جمــ+ـــع ما" هم می تونست انقدر فعال و خوب باشه. بگذریم... لینک سایتش رو به لیست "پیوندهای روزانه" ام اضافه کردم. در ادامه بخشی از قسمت طنزش رو می ذارم که بخونید که البته از قسمت های مختلفش توسط بنده انتخاب شده. خوشحال میشم که بیاید به "ادامه ی حرفام" شاید بتونیم "با هم بخندیم" :)
چهارم: سرعت اینترنت شما هم این روزا کمتر شده به نظرتون؟ :(
۱.پول خوشبختی می آره. من حاضرم این ریسک رو قبول کنم و به عنوان نمونه آزمایشگاهی این موضوع رو به جهانیان ثابت کنم. کی بامنه؟![]()
۲. یه سوال فلسفیه که بدجور ذهنم رو درگیر کرده: چرا مگسی که گنده است خره، اما زنبوری که گنده اس گاوه؟!![]()
۳.مورد داشتیم ورودی ۹۲ رفته آموزش گفته: استاد ما نیومده، توپ بدید بازی کنیم!![]()
۴. یه مغازه هست که روش نوشته: "اسنک، اسنک، کتلت" کاش پول داشتم مغازه بغلش رو می خریدم و می نوشتم: "کتلت به گوشم"!!!!![]()
۵. انقدری که تو کار ما گره است، تو فرش شفقی تبریز نیست! :|
۶. اگه ورزشی به نام سگ دو وجود داشت ما حتما می تونستیم توش یه خودی نشون بدیم!
۷. تو فاضلاب برو... ولی تو فاز لاو نرو!
۸. می دونین چرا غواص ها از عقب می پرن تو آب؟ خب اگه از جلو بپرن که می افتن تو قایق! :|
(پرنده نوشت: کسی دلیل اصلیش رو می دونه؟ واقعا برای من سواله)
۹. هورمونی هست به نام هورمون "که چی بشه؟" که گند می زنه به هورمون "اراده"![]()
۱۰. من بالاخره یه وسیله ی "نایلون جداکن از لواشک" اختراع می کنم تو جشنواره خوارزمی ارائه می دم!![]()
۱۱. آدم ها رو یا تو سفر باید شناخت یا تو بفرمایید شام!!!
۱۲. به نظر من رعد وبرق چهار مرحله دارد: اول:یه نور ازش می بینیم. دوم:صداش رو می شنویم سوم:صدای دزدگیر ماشینا رو میشنویم و در مرحله ی آخر به صاحب ماشینایی که دزدگیر ماشیناشون رو خاموش نمی کنن فحش می دیم![]()
۱۳. اگه دیکاپریو یه بار مترو سوار شده بود می دونست چطوری خودش رو روی اون تخته چوب زورچپون کنه و تو تایتانیک غرق نشه.
۱۴. خدای عزیزم! وقتی اون شب گفتم: "زندگی از این بدتر نمیشه" منظورم فقط یه نق زدن ساده بود نه دعوت به مبارزه و چالش!![]()
۱۵. سر کلاس بودیم یکی از پسرا خوابیده بود یهو استاد زد رو شونه اش گفت: خوابی؟ پسره پرید هول شد گفت: نه آقا! دراز کشیده بودیم! هیچی دیگه همه داشتن صندلی ها رو گاز می زدن!
۱۶. نشسته بودیم اسم فامیل بازی می کردیم. داییم برای میوه از "ی" نوشته یه کیلو خیار! :|
۱۷. فرق روزای خوب و بد زندگی اینه که روزای بد رو همون موقع می فهمی روزای بدن. اما روزای خوب رو نمی فهمی. بعدا که گذشت و خاطره شد می فهمی روزای خوبی بودن!
۱۸. کل عمرمون دپرسیم ولی تو اعلامیه امون می زنن: شادروان!!!!
۱۹. قبلنا قهر کردن و کات کردن و اینا راحت تر بود. الان باید صد جا طرف رو بلاک کنی:فیس بوک - توییتر - پلاس - وایبر - وتس آپ - وی چت - بی بی ام - لاین... هقت خوان رستمه!
۲۰. این پاک کن دو رنگا بودن دوران مدرسه؟ همینا باعث شدن من پرسپولیسی شم! چون رنگ قرمزش مثل آدم پاک می کرد ولی رنگ آبی اش تا کاغذ رو پاره نمی کرد ول کم معامله نبود!!! (مهرداد نعیمی)
۲۱. آن کس که نداند و بداند که نداند... لنگان خرک خویش به گوگل برساند!!! (محمدعلی رمضانپور)
۲۲. این که من الان پاریس نیستم نشونه ی اینه که "خواستن، توانستن" نیست!(نیوشا جوکار)
۲۳. از ذهن تا دهن فقط یک نقطه فاصله است. تا ذهنت را باز نکردی دهنت را باز نکن!
۲۴. معلم اومد سر کلاس با احترام گفت: کتابهاتان را بگشایید.... ما هم کتابا رو باز کردیم و گفتیم: گشاییدیم!!!!![]()
۲۵. سوار تاکسی بودم. راننده با راننده ی ماشین عقبی دعواش شد گفت: من همینجا وایسادم و همینجا وای خواهم ساد! آخرین اخبار رسیده حاکی از آن است که معلمای ادبیات دست به خودکشی دسته جمعی زدن!!!
(یعنی من سر این آخری چند دیقه خنده ام بند نمی اومد!! یادش می افتم هم خنده ام میگیره)
برداشت شده از بخش طنز سایت برترین ها
"شوخی های جالب شبکه های اجتماعی"
+ امیدوارم شاد باشید دوستان... از اون شاد بودن های از ته دل :)
سلام